مثل كبوتران جلد اسيريد در قفس
پرواز را بهانه مگيريد در قفس
با يك دو مشت گندم و يك كاسه آب حوض
خو كرده ايد، خسته و پيريد در قفس
در سفره سياست شب رام گشته ايد
دلخوش به چاي و نان و پنيريد در قفس
خورشيد را به خلوت خود ميهمان كنيد
باروت غم كشيده ي تيريد در قفس
من چشمه را براي شما داد مي كشم
ترسم از آنكه تشنه بميريد در قفس