تبليغاتX
آزادگي
آزادگي

غمگین ترین مرگ تن یک زنده (کبريا)

 

هنوزم حس باران خورده دارد این تنم

دست در دست شقایق انتظارت می کشم

کاش این جغد بد اقبالی ز بومم پر کشد

یا شبی تنها شبی جایی دگر را سر کشد

کاش تنها یک غزل با من تو را نجوا کند

پیچ از افکار این ذهن پریشان واکند

ای نیاز من تو هم پرواز کن از جسم و تن

تا شوی همراز من در این ره پر پیچ و خم

من نگشتم خسته از دنیا ولی سرگشته ام

دوش با کوچ شقایق زندگی را مرده ام

مرگ من هم عالمی دارد بسان زندگی

آه این غمگین ترین مرگ تن یک زنده است

نوشته شده در Sat 15 Sep 2007ساعت 0:43 AM توسط m2m |
welcome to my blog

سلام ...
______________________
اينجا،
از كبوتران دست‌آموز خبري نيست
دنيا بزرگ شده،
اين فاصله‌ها در توان كبوتر نيست
عاميانه بگويمت،
ديگر هيچ كبوتري
بي‌لانه و دانه
بي‌وعده شام شبانه
خبر تو را براي خدا هم نمي‌برد
آسوده‌ات كنم
اينجا،
رويا
خيال
خواب
خدا هم اجاره‌اي است.
"ع.آ"

امکانات
طراح قالب
m2m

powered by
BLOGFA.COM